در بامداد یکشنبه ی زیبا بهترینهارا برایتان آرزو دارم .
صدای باران
امشب که شبی است در بهاران
با زمزمه های جویباران
در دامن سبز کوهساران
لرزیده دل از صدای باران
دلتنگی و صبر و بیقراری
شد خواب ، ز دیده ام فراری
تسکین دل شکسته ی من
آوای خجسته ی هَزاران
می چینم از آسمان ستاره
آلاله ، ز دشت پر ز لاله
آن گردن ناز و دلفریبت
یکدست کنم ستاره باران
در خیمه ی عشق و شور و مستی
با شعر و غزل ، به دل نشستی
از دیده و دل ، خبر نداری
وز ریزش اشک چون بهاران
خواهم که سخن زعشق گویم
در دامن کوه ، لاله جویم
آن لاله ی سرخ چون قدح را
پر باده کنم ، چو میگساران
زان می ، چو به یاد تو بنوشم
آنگاه ، خروشم و بجوشم
سر مست شوم زعشق و بخشم
سر در ره تو ، چو سر بداران
(محمود) ، بیا و لب فرو بند
شعر و غزل و سرود ، تا چند؟
این سینه که بود چون کویری
با عشق شده ، چو لاله زاران
محمود انصاری کلیبری ( محمود)
عزیزان جانی ، چشم براه حضور پرمهر تان هستم تا دلم با دیدارتان شاد گردد
قربون همه شما مهربانان نازنینم.
ما را در سایت ادبیات و موسیقی و هنر دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 156