صدای باران

خرید بک لینک
دوستان جان جانانم سلامها و درودها

در بامداد یکشنبه ی زیبا بهترینهارا برایتان آرزو دارم .

صدای باران

امشب که شبی است در بهاران
با زمزمه های جویباران
در دامن سبز کوهساران
لرزیده دل از صدای باران

دلتنگی و صبر و بیقراری
شد خواب ، ز دیده ام فراری
تسکین دل شکسته ی من
آوای خجسته ی هَزاران

می چینم از آسمان ستاره
آلاله ، ز دشت پر ز لاله
آن گردن ناز و دلفریبت
یکدست کنم ستاره باران

در خیمه ی عشق و شور و مستی
با شعر و غزل ، به دل نشستی
از دیده و دل ، خبر نداری
وز ریزش اشک چون بهاران

خواهم که سخن زعشق گویم
در دامن کوه ، لاله جویم
آن لاله ی سرخ چون قدح را
پر باده کنم ، چو میگساران

زان می ، چو به یاد تو بنوشم
آنگاه ، خروشم و بجوشم
سر مست شوم زعشق و بخشم
سر در ره تو ، چو سر بداران

(محمود) ، بیا و لب فرو بند
شعر و غزل و سرود ، تا چند؟
این سینه که بود چون کویری
با عشق شده ، چو لاله زاران

محمود انصاری کلیبری ( محمود)

عزیزان جانی ، چشم براه حضور پرمهر تان هستم تا دلم با دیدارتان شاد گردد

قربون همه شما مهربانان نازنینم.

نوشته شده توسط م.انصاری کلیبری در ۱۲:۲۷ ق.ظ | لینک ثابت •
ادبیات و موسیقی و هنر...

ما را در سایت ادبیات و موسیقی و هنر دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 156 تاريخ: يکشنبه 22 مرداد 1396 ساعت: 2:34

صفحه بندی