تابستان 97 ، آخرین روزهای خود را میگذراند و در آستانه پاییز هستیم که به قولی ، بهار عارفانست . امیدوارم که در
تمام فصلها ، قلب و زندگی همه سروران گرانقدرم ، بهاری باشه . انشاالله
پائیز
شبی به کوچه ی پائیز شهر دلتنگی
به شاخه های درختان آن زدم چنگی
به چشم ما که خزان یک بهار دیگر بود
بغیر زرد ، در اینجا ندیده ام رنگی
هوای سرد به مرداد و گرم در بهمن
ز وضع درهم اینجا شدیم چون بنگی
تمام رود گل آلود گشت و جنگل سوخت
بریخت نظم جهان و نماند فرهنگی
عذاب و رنج و غم و غصه چنگ اندازد
به تار و پود وجودم بسان خرچنگی
چو هرکسی به غم خویش مبتلا باشد
میان هیچکس اینجا نمانده یکرنگی
دلم گرفته از این روزگارٍ غم ( محمود)
که مرده مهر و نمانده است جز دل سنگی
باتشکر و سپاس فراوان از لطف و محبت همه مهربانان
محمود انصاری کلیبری( محمود)
ادبیات و موسیقی و هنر...ما را در سایت ادبیات و موسیقی و هنر دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 165