حسرت دیدار ( ترجیعبند)
بگو چه شد که شکستی تو عهدما امشب
بریدی از من و رفتی ، شدی جدا امشب
هزار سنگ ملامت به شیشه ی جانم
زدی و از تو رسید ٱفت و بلا امشب
دروغ بود که گفتی تو « دوستت دارم»
شکستی ٱینه ی دل ، چه بیصدا امشب
تو چون فرشته دمیدی بمن هزار افسون
به لحظه های نمازم شدی خدا امشب
شکسته شیشه ی عمر من از غمت چکنم؟
اجل رسیده و ترسم نبینمت ، چه کنم؟
به سجده گاه خیال از دل پر از دردم
برای دیدن رویت ، خدا خدا کردم
ز ابر دیده فراوان گریستم چون خون
ز ٱه پر شرر ، آتش زدم به جان ، هردم
مثال چشمه ز چشمانم اشک می جوشد
تمام اگر شود این اشک دیده ، نا مردم
به واژه واژه ی شعرم رسیده عطرت ، لیک
اثر نکرده به قلب تو ، ناله ی سردم
شکسته شیشه ی عمرمن از غمت ، چکنم؟
اجل رسیده و ترسم نبینمت ، چه کنم؟
نشسته ام ز غمی جانگزا ، به ویرانه
دلم گرفته ، بریدم ز خویش و بیگانه
به هر کجا که نگه میکنم ، تو را بینم
که پا ز سر نشناسم ، شدم چو دیوانه
سحرگهان که ز بلبل به گل رسد پیغام
به باغ چشم من ای مه ، بیا ، چو پروانه
زدرد و رنج و ملامت ، چه گویمت( محمود)
چرا تو با دل عاشق شدی چو بیگانه ؟
شکسته شیشه ی عمر من از غمت ، چکنم
اجل رسیده و ترسم نبینمت ، چه کنم ؟؟
محمود انصاری کلیبری( محمود)
ادبیات و موسیقی و هنر...ما را در سایت ادبیات و موسیقی و هنر دنبال میکنید
برچسب: حسرت دیدار دوست,حسرت دیدار,حسرت دیدار تو,حسرت دیدار یار,حسرت دیدار همای,حسرت دیدار چشمات,حسرت دیدار چشمات مجید خراطها,حسرت دیدارت,حسرت دیدار تو مریم جعفری,حسرت دیدار پدر, نویسنده: بازدید: 280