یک آسمان غم

خرید بک لینک
سلام های صمیمانه به تک تک دوستان نازنین و عزیزم که با کامنتهای سراسر لطف و محبت ، منو شرمنده ی مهرشان مینمایند. باتشکر قلبی از همه عزیزانم.

یک آسمان غم

من امشب دردمندم ، عاشقم ، دیوانه خواهم شد
پریشانم، رفیق و همدم پیمانه خواهم شد

درون سینه طوفانی ، نه خورشیدی ، نه مهتابی
چه میسوزم ، برای سوختن پروانه خواهم شد

فضای جسم و جانم را گرفته ابر دلتنگی
من امشب ساکن تنهای این غمخانه خواهم شد

ز بام آسمان اندوه و غم بر خانه می ریزد
دگر با شادی و شوق و شعف ، خصمانه خواهم شد

به هر جا چشم میدوزم ، همه گلهای پژمرده
برو ای باغبان ، دیگر ترا بیگانه خواهم شد

عجب سوزیست جانفرسا زمین یخ بسته از سرما
در این سرما اسیر مستی و میخانه خواهم شد

همه گنجشکها مردند و میرقصند زاغ و بوم
کبوتر ها اسیر باز و من در لانه ، خواهم شد

نه ساغر ماندومیخانه ، نه گل ماند و نه پروانه
بجای می ، ز خوناب جگر مستانه خواهم شد

شب و روز سیاهم را چو در آئینه می بینم
خدا یا سخت دلگیرم ، زغم دیوانه خواهم شد

نه جان ماند و نه جانانه ، نه عاقل ماند و فرزانه
به بزم بی دلان ( محمود) ، من افسانه خواهم شد

محمود انصاری کلیبری(محمود)

با سپاس فراوان از توجه شما خوبان ، منتظر نظرات شما هستم

همواره دلتان شاد و لبتان خندان باد.

نوشته شده توسط م.انصاری کلیبری در ۴:۱۶ ب.ظ | لینک ثابت •
ادبیات و موسیقی و هنر...

ما را در سایت ادبیات و موسیقی و هنر دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 151 تاريخ: شنبه 20 خرداد 1396 ساعت: 22:00

صفحه بندی