دل رسوا

خرید بک لینک
باعرض سلامها و درود ها به یاران مهربانم و خیر مقدم به دوستان نازنینم که اخیرا لطفشان را شامل بنده

نموده اند.

دل ِ رسوا

بیا ، کبوترِ بی ٱشیان ِ دل ، تنهاست
درون ِ لحظه ی تنهائیم پراز غمهاست

هوای کوچ به کوی تو نازنین دارد
بیا که با تو ، همه شور و شوق در دل ِ ماست

اسیر دام جنونم ز عشق و شیدائی
به شهر عشق ، ز دیوانگی ، دلم رسواست

خیال شکوه ندارم ز عاشقی ، هرگز
که خاکِ پای همه عاشقان منم ، پیداست

کجا؟ چگونه؟ دلم را ربوده ای ، ای مه
درونِ سینه ، دلم پر خروش و پر غوغاست

مگر چو مهر به مه ناز میکنی؟ دانی؟
تو مهر و ماه زمینیّ و ، مهر و ماه اینجاست

رسیده از غم عشقت بر استخوانم کارد
نصیب هر دل ِ عاشق ، همیشه ظلم و جفاست

اثر نداشت ، نه اشکم ، نه ناله ام ، بر دل
دل ِ رمیده ی وحشی نگر ، چه بی پرواست!

نه من حریف دل ِ خویشتن شدم امروز
نه درد و رنج جدائی ، نه آه . گویم راست

یکی شدیم من و دل ، مگو دگر ( محمود)
که عشق در همه دنیا ، چو آسمان زیباست

محمود انصاری کلیبری( محمود)

منتظر حضور گرم و پرمهرتان هستم.

باسپاس فراوان

نوشته شده توسط م.انصاری کلیبری در ۱۱:۵۳ ب.ظ | لینک ثابت •
ادبیات و موسیقی و هنر...

ما را در سایت ادبیات و موسیقی و هنر دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 173 تاريخ: شنبه 20 خرداد 1396 ساعت: 22:00

صفحه بندی