بعداز مدتها بالاخره امروز فرصتی دست داد که برای عرض سلامو ادب و احترام در خدمت سرو ران نازنینم باشم.
بادیدن کامنتهای سراسر لطف و محبت شما خوبان مهربان ، غزل کوتاهی فی البداهه سروده شد که ناخودآگاه از اعماق قلبم جوشید و جاری شد و مخاطب این غزل ، تک تک شما یاران گرامیم میباشد که امیدوارم مورد قبولتان قرار بگیره
وبعنوان سخن دلم ، از من بپذیرید. با تشکر و سپاس فراوان
زنجیر محبت
لبخند تو افکند به دل شور ، عزیزم
لرزید دل از فاصله ی دور ، عزیزم
رنگ رخ تو ، چون مه تابان و درخشان
بر جان و دل افکند بسی نور ، عزیزم
دل، گرم شد از تابش خورشید نگاهت
امروز ، من از نور تو ، مسرور ، عزیزم
در دام محبت ، شده ام صید و ندانی
آزادی من نیست چو مقدور ، عزیزم
زنجیر محبت ، نشود پاره به زودی
این رشته ، بود تا به لب گور ، عزیزم
مرغ دل ( محمود) به دام تو فتاده
شادم که تو صیادی و مغرور ، عزیزم
محمود انصاری کلیبری ( محمود )
ادبیات و موسیقی و هنر...ما را در سایت ادبیات و موسیقی و هنر دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 148