همزبان شب
نامت نوشته شد به دلم مهربان من
از عشق تست سبز و بهاری ، خزان من
یکدم ز پشت پنجره چون جام آفتاب
برمن نگاه کن ، به فدای تو جان من
از آن نگاه گرم ، بریز آب زندگی
بر جان تشنه ام ، که نمانده توانِ من
در حسرت نگاه تو ، من ٱه میکشم
اما کجاست پاسخ آهِ نهان ِ من
آتش فتاده بر چمن سبز زندگی
ویرانه میشود زغمت ٱشیان من
پژواک نام تست که تکرار میشود
همچون ستاره های شب و آسمان من
ای چشمه ی زلال و صمیمی ، بجوش باز
سیراب کن ز جام محبت ، روان ِ من
جاری به سجده گاه نمازم شده است باز
گلبوسه های سرخ غزل از لبان من
( محمود) ، شمع گونه کنون ذوب میشوم
جز عشق نیست ، در دل ِ شب ، همزبان من
محمود انصاری کلیبری( محمود)
باسپاس بیشمار ، منتظر نظرات و کامنتهای پرمهرتان هستم.
ادبیات و موسیقی و هنر...
ما را در سایت ادبیات و موسیقی و هنر دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 170