بایکدنیا سلام و درود صمیمانه به عزیزانم . آرزو دارم همواره سلامت و شاد و موفق باشید. انشاالله
گفتگو,
گفتم چرا چنین شد، اوضاع روزگارم؟
گفتا چه گویم آخر ، من نیز در فشارم
گفتم که رنج و دردم ، از حد گذشت اکنون
گفتا مگو که من هم ، غم بیشمار دارم
گفتم شده است کارم ، نفرین و آه و ناله
گفتا که دل ، پراز خون ، از دست روزگارم
گفتم که هر چه بینم ، از بیخ و بن خرابست
گفتا چو ملتی ، من ، بسته ره فرارم
گفتم ز دین و عقلم ، چیزی نمانده دیگر
گفتا که از همبن غم ، درمانده ، بیقرارم
گفتم که مرده گویا ، مردانگی و انصاف
گفتا از این بلا هم ، پیوسته اشکبارم
گفتم ز حد فزون شد ، بر ما مصیبت و غم
گفتا نفس ندارم ، تا بر تو ، بر شمارم
گفتم که ناتوانم ، از درد ها بنالم
گفتا به گریه ، بازآ، بنشین دمی کنارم
گفتم چگونه شبها ، سر مینهی به بالین؟
گفتا به صبر ، ( محمود) ، این زندگی سرآرم
محمود انصاری کلیبری ( محمود )
ادبیات و موسیقی و هنر...ما را در سایت ادبیات و موسیقی و هنر دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 186