گفتگو

خرید بک لینک

بایکدنیا سلام و درود صمیمانه به عزیزانم . آرزو دارم همواره سلامت و شاد و موفق باشید. انشاالله

گفتگو,

گفتم چرا چنین شد، اوضاع روزگارم؟

گفتا چه گویم آخر ، من نیز در فشارم

گفتم که رنج و دردم ، از حد گذشت اکنون

گفتا مگو که من هم ، غم بیشمار دارم

گفتم شده است کارم ، نفرین و آه و ناله

گفتا که دل ، پراز خون ، از دست روزگارم

گفتم که هر چه بینم ، از بیخ و بن خرابست

گفتا چو ملتی ، من ، بسته ره فرارم

گفتم ز دین و عقلم ، چیزی نمانده دیگر

گفتا که از همبن غم ، درمانده ، بیقرارم

گفتم که مرده گویا ، مردانگی و انصاف

گفتا از این بلا هم ، پیوسته اشکبارم

گفتم ز حد فزون شد ، بر ما مصیبت و غم

گفتا نفس ندارم ، تا بر تو ، بر شمارم

گفتم که ناتوانم ، از درد ها بنالم

گفتا به گریه ، بازآ، بنشین دمی کنارم

گفتم چگونه شبها ، سر مینهی به بالین؟

گفتا به صبر ، ( محمود) ، این زندگی سرآرم

محمود انصاری کلیبری ( محمود )

ادبیات و موسیقی و هنر...

ما را در سایت ادبیات و موسیقی و هنر دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 186 تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 18:21

صفحه بندی